به‌عنوان یک دیجیتال مارکتر، بهبود اوضاع سایت یک کسب‌وکار در نظر موتورهای جستجو، یعنی سئو، یکی از مهم‌ترین کارهایی است که باید انجام دهید. موتور‌های جستجو نمی‌توانند مثل یک انسان، سایت را نگاه کنند و مطالب آن را بخوانند. پس باید به آن‌ها فهماند که این سایت درباره چیست و پیرامون چه موضوعاتی حرف می‌زند؟ این کار به موتورهای جستجو کمک می‌کند تا سایت را در جای درستی به نمایش درآورند و اشراف خوبی به آن داشته باشند. اتخاذ استراتژی درست در سئو، یعنی ارسال سیگنال‌های درست به موتورهای جستجو درباره سایت و فهماندن اینکه «مطالب این سایت درباره چه چیزی است؟» به گوگل.
در این مطلب، تپلیغ آکادمی درباره چند مفهوم مهم سئو داخلی توضیح می‌دهد.

سئو داخلی

درحالی‌که گوگل، هرگز جزئیات دقیق فاکتورهایی که برایش مهم است تا به سایت‌ها رتبه بدهد را فاش نمی‌کند؛ سئوکارها خودشان شواهد و مدارک مختلفی را از لابه‌لای مصاحبه‌ها، تولیت‌ها و… جمع‌آوری کرده‌اند که بسیاری از آن‌ها واقعا هم مفید و کارآمد هستند. سئو داخلی روش‌های متعددی دارد که در این مطلب، ۷ روش آن را موردبررسی قرار خواهیم داد.

۱. استفاده از کلمات کلیدی

در اصل، تمام کلماتی که در صفحه وب‌سایت می‌بینید، کلمات کلیدی هستند.
اگر صفحه شما روی موضوع خاصی متمرکز شده باشد، موتور جستجو در نواحی خاصی به دنبال کلمه کلیدی اصلی شما می‌گردد. این نواحی مهم عبارت‌اند از: تگ تایتل، تیتر نوشته، متن جایگزین عکس‌ها (Alt) و درون متن بدنه صفحه.
سئوکارها با در نظر گرفتن این نواحی و گنجاندن کلمات کلیدی خود در این نواحی، سئو داخلی خود را بهبود می‌دهند.

سئو داخلی

۲. روش TF-IDF

این موضوع فقط مربوط به چگالی کلمه کلیدی در صفحه نیست؛ بلکه درواقع مربوط به پخش شدن کلمات کلیدی در کل وب‌سایت است و نام این روش هم مخفف عبارت Term Frequency–Inverse Document Frequency است. این روش، تعداد دفعاتی را که کلمه کلیدی در متن تکرار شده است را معیار قرار نمی‌دهد، بلکه یک معیاری از اهمیت هر کلمه کلیدی را بر اساس فراوانی‌اش در متن به‌دست می‌آورد و این کار را با استفاده از سلسله مقایسه‌هایی انجام می‌دهد.
به‌عنوان‌مثال اگر در یک متن، کلمه «دانش» را با کلمه «دانش‌آموز» مقایسه کنید و ببینید که کلمه «دانش»، کم‌تر به‌کار رفته است ولی کلمه «دانش‌آموز»، زیاد استفاده شده است، با مقایسه میزان تکرار این دوکلمه به این نتیجه می‌رسیم که کلمه «دانش‌آموز» در این صفحه، کلمه مهمی است. ازآنجایی‌که این مقایسه نه‌فقط در یک صفحه، بلکه با مقایسه تعداد زیادی از صفحات انجام می‌شود، تکلیف اهمیت کلمات ربط، مثل «و»، «یا» و… که کلمات بسیار پرتکراری در هر مطلبی هستند نیز مشخص می‌شود. در نظر گرفتن تکنیک TF-IDF به‌تنهایی کافی نیست؛ نباید فراموش کرد که روش‌های سنی سئو داخلی را باید ادامه داد.

سئو داخلی

۳. مترادف‌ها

گوگل، با بیش از ۶ میلیارد جستجوی روزانه‌، اندوخته بزرگ و ارزشمندی برای تعیین معنای کلماتی که جستجو می‌شوند دارد. تحقیقاتی که گوگل انجام داده است، به آن‌ها نشان می‌دهد که کلمات مترادف، در بیش از ۷۰ درصد جستجوها نقش اساسی بازی می‌کنند. برای این موضوع، گوگل یک فرهنگ لغت وسیع برای بسیاری از کلمات جمع‌آوری کرده است: مثلا: تصویر دریا – عکس دریا – تصاویر دریا – عکس‌هایی از دریا – عکاسی از دریا.
از طرف دیگر، عبارت تصویر زیردریایی، به‌کلی معنای دیگری دارد و کسی که این کلمه را جستجو می‌کند، احتمالا منتظر دین تصاویر زیبایی از دریا و ساحل نیست. بنابراین، دانستن این تفاوت، اهمیت زیادی برای موتور جستجو دارد. از منظر سئو داخلی سایت، بهتر است که به‌جای تکرار کردن یک عبارت ثابت، انواع و اقسام شیوه‌هایی که می‌توان کلمه کلیدی موردنظر را نوشت، مدنظر قرار داده شود. گوگل از الگوریتم مرغ مگس‌خوار خود برای پیدا کردن مترادف‌ها و عبارات نزدیک به هم استفاده می‌کند. این الگوریتم در تاریخ ۲۰ آگوست ۲۰۱۳  و برای درک و تمرکز بیشتری بر مفهوم واقعی واژه‌های جستجو شده توسط کاربران به وجود آمد. برخلاف سایر الگوریتم‌های گوگل، الگوریتم مرغ مگس‌خوار جهت بهینه‌سازی معناشناسی موتور جستجوی گوگل ارائه شد و حالا باوجود این الگوریتم، درک بهتری از عبارت‌های طولانی جستجوشده و جستجوی صوتی گوگل به وجود آمده است.

سئو داخلی

۴. تقسیم‌بندی صفحه

اینکه کلمات کلیدی خود را در کدام قسمت از صفحه قرار بدهید، تقریبا به همان اندازه‌ای اهمیت دارد که انتخاب کلمات کلیدی درست مهم هستند. هر صفحه‌ای و در هر وب‌سایتی، از قسمت‌های مختلفی تشکیل شده است و شامل سربرگ (Header)، پانویس (Footer)، نوار کناری (Sidebar) و… می‌شود. گوگل، سال‌هاست تلاش می‌کند تا بفهمد کدام قسمت از صفحه از اهمیت بیشتری برخوردار است. محتواهای اصلی سایت که در بدنه صفحات نوشته می‌شوند، از اهمیت بیشتری در مقایسه با متن‌های درون سایدبار و… برخوردارند؛ تا حدی که تکرار کلمات کلیدی در هرجایی به‌جز متن بدنه، تقریبا به‌کلی شمرده نمی‌شوند!
بحث تقسیم‌بندی صفحه وقتی بیش‌ازپیش مهم می‌شوند که بدانیم امروزه اهمیت نسخه موبایل برای موتور‌های جستجو بیشتر از اهمیت نسخه وب است و در نسخه موبایل، تقسیم‌بندی صفحه، بسیار کلیدی‌تر است؛ بنابراین، روی قسمت‌هایی که در نسخه موبایل از چشم مخاطبان پنهان می‌مانند زیاد حساب نکنید.

سئو داخلی

۵. فاصله کلمات و قرابت معنایی

وقتی درباره سئو داخلی صحبت می‌شود، به رابطه بین کلمات و عبارات، «قرابت معنایی» گفته می‌شود. این موضوع، با فاصله فیزیکی بین عبارت‌ها و کلمات سنجیده می‌شود و درواقع تمرکزش روی چگونگی ارتباطات معنایی تک‌تک کلمات مورداستفاده در متن با معنا و مفهوم کلی آن دارد.
به نظر شما، گوگل چطور باید تشخیص دهد که «لابرادور رتریور» یکی از انواع نژاد سگ است، وقتی‌که این دوکلمه در هیچ کجای متن، در یک جمله ظاهر نشده باشند؟ موتور‌های جستجو، این مشکل را با اندازه‌گیری فاصله طولی کلمات از یکدیگر، تا حد زیادی حل کرده‌‌اند و برداشت موتورهای جستجو این است که کلماتی که فاصله کمی از هم یا المان‌های HTML خاص دارند، باهم ارتباطات معنایی دارند. به‌علاوه، المان‌های HTML ممکن است فاصله معنایی برخی مفاهیم را کم‌تر کنند و درواقع، آن‌ها را به هم مرتبط‌تر نشان دهند. به‌عنوان‌مثال، فاصله برابر کلمات در یک المانِ «لیست آیتم‌ها»، نشان‌دهنده ارتباط معنایی کلماتی است که در آن لیست نوشته شده‌اند و به بهینه‌سازی سئو داخلی سایت‌ها، کمک بسیاری می‌کند.

سئو داخلی

۶. ایندکس شدن بر مبانای عبارت‌ها

تا اینجای کار در سئو داخلی فقط کلمات کلیدیِ «یک‌کلمه‌ای»، مدنظر قرار گرفتند. اما موتور‌های جستجو، عبارت‌‌های طولانی را نیز ایندکس می‌کنند و برای آن‌ها هم رتبه‌بندی قائل‌اند. قسمت جذاب این ماجرا اما این نیست که گوگل چطور عبارت‌های موجود در یک صفحه را تشخیص می‌دهد، بخش جالب ماجرا این است که گوگل چطور وب‌سایت‌ها را بر اساس این عبارت‌ها، رتبه می‌دهد؟ استفاده از این مفهوم، موتور جستجو را قادر می‌سازد که منظور کاربران را از عبارت‌هایی که جستجو می‌کنند درک کند و بر همین اساس، مثلا وقتی کاربر عبارت «مجری برنامه دورهمی» را جستجو می‌کند، موتور جستجو، مهران مدیری را به او نشان می‌دهد؛ یعنی بر اساس همه مطالبی که شما درباره این عبارت‌های کلیدی نوشته‌اید، به صفحه شما رتبه می‌دهد و نه‌فقط بر اساس کلمات کلیدی «یک‌کلمه‌ای». ازنظر گوگل، صفحه‌ای که عبارت «مجری برنامه دورهمی تلویزیون» را در خود داشته باشد، در مقایسه با صفحه‌ای که این عبارت را شامل نشود، به‌احتمال بیشتری مطالبی راجع به «مهران مدیری» در خود دارد. این موضوع، یکی از ظرایف در حوزه سئو داخلی است.

سئو داخلی

۷. رابطه‌ها

به آینده فکر کنید! موتور‌های جستجو دنبال راه‌هایی می‌گردند که ارتباط میان موضوعات و اشخاص را تشخیص دهند و از این ارتباطات استفاده کنند. آن‌ها به دنبال گذر از دوران متکی بودن به یک یا چند کلیدواژه هستند و می‌خواهند هوشمندتر و دقیق‌تر عمل کنند. سیستم تشخیص افراد، از تکنیک‌ها و مفاهیم سنتی مثل TF-IDF و کلمه کلیدی و… پا را فراتر خواهد گذاشت و برای تشخیص مرتبط بودن مقاله‌ها و صفحات، به سراغ بهره‌برداری از «رابطه‌های مشخص» خواهد رفت. درواقع یعنی همه کلمات صفحه، باید در یک وادی باشند. به‌عنوان‌مثال این صفحه از تپلیغ آکادمی که همه کلمات و مطالبش، درباره وادی سئو و بازاریابی محتواست، هرگز در جستجوی کلمه کلیدی «مهران مدیری» رتبه نخواهد گرفت. تصویر زیر، درک موضوع را ساده‌تر می‌کند.

سئو داخلی

چند نکته کاربردی برای بهتر کردن اوضاع سئو داخلی

ترکیب روش‌های متفاوتی که برخی از آن‌ها در این مقاله مطرح شد، اکنون کار ساده‌ای به نظر می‌رسد. اما طرح چند مرحله، کار را شدنی‌تر می‌کند:

۱. تحقیق درباره کلمات کلیدی، اساس کار را شکل می‌دهد
اگرچه انتخاب کلمات کلیدی، دیگر به‌تنهایی برای سئو داخلی کافی نیست؛ اما همچنان انتخاب کلمات کلیدی مناسب و درست، اساس کار بازاریابی محتوای است. باید بدانید که قرار است وارد چه رقابتی شوید و رقبای شما چه صفحاتی از چه وب‌سایت‌هایی هستند. چون درنهایت، هدف شما در کانتنت مارکتینگ این است که کلمات کلیدی متنوع و مرتبطی که مردم جستجو می‌کنند را در نوشته‌هایتان بگنجانید.

۲. تحقیق درباره موضوعات و زمینه‌ها
برای بهتر شدن سئو داخلی سایتتان، از اینکه فقط درباره تعدادی «کلمه کلیدی» تحقیق کنید و دنبال یک سری کلیدواژه بگردید پا را فراتر بگذارید و شروع به کاوش درباره زمینه‌ها و موضوعاتی که موردعلاقه کاربران هدفتان است بگردید. پس از به‌دست آوردن کلمات کلیدی اصلی یا به‌بیان‌دیگر، اولیه، در پی ساختن یک لیست کلمات کلیدی ثانویه باشید. کلمات کلیدی ثانویه، باید به کلمات کلیدی اصلی شما مربوط باشند. تصور کنید که وقتی مردم راجع به موضوعاتی که شما پوشش می‌دهید صحبت می‌کنند، با چه کلمات و جملاتی درباره آن‌ها حرف می‌زنند؟ جزئیات مربوط به آن موضوعات، شامل چه چیزهایی می‌شود؟

۳. در محتوای سایت، تا جایی که می‌توانید به سوالات مختلف پاسخ دهید
محتوای خوب، به سوال‌های کاربران جواب می‌دهد. رتبه اول گوگل برای هر کلمه‌ای فقط به یک معنی است و آن، این است که گوگل، مطلب شما را درباره آن موضوع، بهترین و مفید‌ترین مطلب می‌داند؛ به‌دوراز اضافه گویی، جذاب، روان و صحیح. گوگل باید قانع شود که محتوای شما به سوال‌های جستجو کنندگان پاسخ می‌دهد؛ هرچه بیشتر، بهتر. پس هنگامی‌که در حال تولید محتوا هستید، با بررسی رقبا و نیاز بازار، مطمئن شوید که شما لایق رتبه ۱ گوگل هستید!

۴. از زبان طبیعی جامعه و کلمات متنوع استفاده کنید
یکی از کارهایی که به شما کمک می‌کند، این است که هنگام انتخاب کلمات کلیدی خود، کلمه‌ها، جمله‌بندی و عبارات مختلفی که ممکن است کاربران از آن‌ها برای جستجو در گوگل استفاده کنند را در نظر بگیرید.

۵. از قرار دادن کلمات و جملات مهمتان در Header، Footer و Sidebar اجتناب کنید
با ترفندهای CSS و جاوا اسکریپتی، سعی نکنید موتور جستجو را دنبال نخود سیاه بفرستید یا احمق فرضش کنید. بلکه محتوای خوب خود را درست در معرض دید همه کاربران و جلوی چشم قرار دهید.

۶. ساختار درستی برای محتوای خود داشته باشید
هِدِرها، متن بدنه، لیست‌ها و جدول‌ها به محتوای شما ساختار می‌دهند. یک صفحه وب خوب، درست مثل یک مقاله دانشگاهی، از ساختار خاصی پیروی می‌کند و اصولی را رعایت می‌کند.

سئو داخلی

درنهایت، لازم است خیالتان را راحت کنم، برای تولید محتوای خوب و بهبود وضعیت سئو داخلی وب‌سایتتان، نیاز به یک ابَرکامپیوتر نداریم. فقط کافی است فراموش نکنیم که ما از مردم هستیم و باید با زبان مردم با مخاطبانمان حرف بزنیم و اگر می‌خواهیم سئو داخلی خوبی داشته باشیم، باید انتظارات مردم را برآورده کنیم.

حمیدرضا فریعقوبی

حمیدرضا فریعقوبی

حمیدرضا کانتنت‌مارکتر جوانی‌ست که در حوزه‌ تبلیغات موبایلی فعالیت می‌کند. او همچنین به‌صورت حرفه‌ای به تولید پادکست در زمنیه‌ی بازاریابی دیجیتال می‌پردازد.

پاسخ دهید