اگر تا به حال در یکی از استارتاپ‌های تازه‌کار کرده باشید، احتمالا موافق هستید که کار کردن در آن‌جا خیلی با طراح بودن در یک آژانس یا شرکت بزرگ و باسابقه متفاوت است؛ پس مسیر رسیدن به هدف طراح موفق نیز متفاوت است.
در شرکت‌هایی با تیم‌های بزرگ، این فرصت را دارید که مسئولیت‌های کم‌تری بپذیرید، وقت زیادی صرف کارهای تفریحی کنید و از همه مهم‌تر، در جهت طراحی UX که بیشتر دوست دارید فعالیت کنید. چه تعاملی باشد، چه بصری، چه حرکتی و چه هرچیز دیگری. در استارتاپ‌های تازه‌کار باید تمام مسئولیت‌ها را بپذیرید. هر نوع کاری انجام دهید، حتی کارهایی مثل طراحی گرافیکی و اکثرا باید با سرعت بیشتری کار کنید. اگرچه چنین مقایسه‌ای می‌تواند یک مزیت عمده، یعنی کارمند یک شرکت بزرگ بودن، داشته باشد؛ اما کار کردن در یک استارتاپ تازه‌کار، یک مهارت جدید و عالی است که هر طراح محصولی باید در تجربه کاری‌اش داشته باشد.

بیایید درباره اشتباهات رایجی که بسیاری از طراحان در استارتاپ‌های نوپا انجام می‌دهند صحبت کنیم، اینکه چگونه از آن‌ها جلوگیری کنیم و به موفقیت تیم کمک کنیم.

استارتاپ‌های تازه‌کار

۱. هر تغییری، یک فصل جدید به وجود می‌آورد.

پیش از آغاز، عکس بچگی بازیگر موردعلاقه‌تان را گوگل کنید. آیا این کودکان می‌دانستند که به چه شخصیتی تبدیل خواهند شد؟ کاری که استارتاپ‌ها می‌کنند این است که مشتریان را قانع کنند که هر کدامشان در واقع، یک برد پیت ده ساله‌اند.
در کنار تمام مثال‌ها، اولین چیزی که باید در ذهن داشته باشید این است که چیزهایی شبیه برند معروف یا هر چیز منحصر به فردی، اولویت‌های اول استارتاپ‌های تازه‌کار نیستند. تنظیم کردن چنین اهدافی می‌تواند واقعا کار را خراب کند. هدف اصلی استارتاپ‌های تازه‌کار باید این باشد که چگونه می‌تواند از ایده جالب خود، سودآوری کنند. باید آماده باشید که در برخی موارد، ممکن است محصولتان، جهت اصلی‌ای که دنبال می‌کردید را تغییر دهد!
چیز دیگری که باید بدانید این است که هیچ محصولی، فقط به‌خاطر طراحی عالی‌اش موفق نمی‌شود؛ بلکه استارتاپ‌های زیادی هستند که به‌خاطر مشکلات حل‌نشده UX شکست خوردند.

پس ابتدا روی حل مشکلات تعاملی و کارایی تمرکز کنید. رابط کاربری باید واضح و صحیح باشد، درحالی که هویت برند نشان‌دهنده جهت و مفهوم محصول است.
وقتی موفق شدید که می‌توانید برای داشتن یک هویت برند باکیفیت با تیم‌های متخصص کار کنید؛ یعنی همان کاری که دراپ‌باکس و اسپاتیفای کردند.
برای درک بهتر، ورژن‌های اولیه اورنوت، توییتر و اینستاگرام را چک کنید.

۲. فقط به طراحی گیر ندهید!

طراحی، همواره یک ابزار قدرتمند برای ارتقای هر محصولی و افزایش درآمد هر شرکتی بوده است. برای رسیدن به این مقصود، طراحی باید با درنظر گرفتن نیازهای کاربران، بازار و رشد انجام شود.
یک استارتاپ، بهترین مکان برای انجام چنین کاری است: تیم معمولا کوچک است، همه‌چیز شفاف است و می‌تواند مستقیما با بازاریاب‌های رشدیافته کار کنید و فرصت یادگیری هر چه بیشتر از آن‌ها را داشته باشید. این سبک کاری، روی موفقیت شرکت تأثیر می‌گذارد و شما تجربه‌های تجاری خوبی کسب می‌کنید که سبب قوی‌تر شدن طراحی‌های شما می‌شود.

۳. کار کردن با تیمی ‌با شفافیت هر‌چه بیشتر!

زمانی که فریلنسر بودید، همیشه برای آن که خودتان را به کافرما اثبات کنید، بهترین عملکرد را داشتید. استارتاپ‌های تازه‌کار، تیم کوچکی از افراد یک قایق‌اند.
تیمی ‌با افرادی که همواره درست کار می‌کنند، به شکست نزدیک ترند! همچنان که یک ایده بزرگ ( شامل ایده طراحی) را هر کسی می‌تواند پیشنهاد کند؛ حتی فردی که اصلا در زمینه طراحی کار نمی‌کند. پس همواره پذیرای نقد عینی باشید و ایده‌های طراحی خوب که هر کسی پیشنهاد می‌کند را بپذیرید.
بعضی تیم‌ها در نتیجه اینکه با یک پروژه مانند موارد قبلی رفتار کرده‌اند، شکست خورده‌اند. برخی شرکت‌ها برای پیشرفت، سهامشان را به اشتراک می‌گذارند اما این کار همواره مؤثر نیست. ست گودین می‌گوید:
«همه مکث می‌کنند؛ زیرا می‌دانند که رییس، چیز بیشتری خواهد خواست. افرادی که صبر نمی‌کنند، هنرمند هستند. به‌همین خاطر وقتی ما هنری انجام می‌دهیم از خود می‌پرسیم چقدر بیشتر می‌توانم انجام دهم؟ و ما کاری را انجام می‌دهیم که می‌پرسیم چه‌قدر کمتر می‌توانیم؟ این اختلاف ماست.»
به هنر، فقط به‌عنوان هنر عالی نگاه نکنید. هنر، هرچیزی است که با انجام خلاق و خوب هر کاری است. سعی کنید تیمتان این‌گونه فکر کنند، اما منتظر هیچ الهامی ‌برای عمل کردن نباشید!
تفکر طراحی که درست شکل‌یافته و شادی، پروسه طراحی شما را یک قدم به هدف نزدیک‌تر می‌کند.
اکنون می‌توانید احساس کنید که نقش شما فقط طراحی پیکسل نیست؛ بلکه تسهیل‌کننده فرآیند مربوط به طراحی هستید. افراد را راهنمایی کنید که تا جایی که می‌توانند، ایده‌های مفید داشته باشند و بعد شما می‌توانید آن‌ها را به راه‌حل‌های مقتدرانه تبدیل کنید. اسپرینت‌های طراحی، در این کار به شما کمک می‌کند. در پاراگراف بعد در این مورد صحبت می‌کنیم.
همیشه نشان دهید که در پروسه هستید و از ابتدا بازخورد‌ها را دریافت کنید و از توسعه‌دهندگان Front-End هم بخواهید همین کار را بکنند.

مدل کوه یخی؛ با تفاوت میان رابط و تجربه کاربری بیشتر آشنا شوید
خواندن این مقاله

۴. از اسپرینت‌های طراحی استفاده کنید.

شاید از قبل بدانید اسپرینت طراحی چیست. اگر نمی‌دانید توصیه می‌کنم کتاب «اسپرینت» را بخرید تا درک کاملی از آن بدست آورید.
بیایید ببینیم اسپرینت چگونه برای استارتاپ‌های تازه‌کار مفید است. رویکردی مبنی بر این وجود دارد که اسپرینت‌های طراحی، فقط برای تیم‌های بزرگ و زمانی که ۷ کارمند برای همکاری در اسپرینت در طول هفته و نادیده گرفتن کار روزمره‌شان وجود دارند، مؤثر و مفید هستن.
بسیاری از استارتاپ‌ها برای انتشار ویژگی جدید عجله دارندو می‌خواهند هرچه سریع‌تر آن را به مشتریان خود نشان دهند. البته، طبق رویکرد استارتاپ Lean، ابتدا ورژن MVP مطرح می‌شود؛ اما استارتاپ‌های زیادی هست که حتی وقت MVP را ندارند. پس کاری که معمولا می‌کنند، پایین آوردن کیفیت برای رسیدن به ددلاین‌هاست. آن‌ها نهایتا مشخصه‌ای را منتشر می‌کنند که کاملا تست نشده است و می‌تواند کل محصول را نابود کند! یا در برخی موارد، تیم‌ها مجبور هستند کارهای اضافی زیادی برای انتشار ویژگی جدید انجام دهند.
اسپرینت طراحی به شما کمک می‌کند یک نمونه اولیه خوب و وفادار بسازید و آن را در چهار پنج روز تست کنید. به این معنی که می‌توانید به مشتریان نشان دهید این ویژگی چگونه خواهد بود، نتایج تست کاربر و تکرار اسپرینت چیست؟ سپس وقت خود را صرف کارهایی کنید که برای انتشار موفق این ویژگی لازم است. پس اسپرینت به شما کمک می‌کند بدون از دست دادن کیفیت، با سرعت به جلو بروید.

۵. سیستم طراحی را دائما به‌روز‌رسانی کنید.

قبلا گفتم که نیاز نیست زمان زیادی صرف درک و جهت‌گذاری طراحی بصری کنید، اما به این معنی نیست که نباید طراحیتان را واضح و صحیح نگه دارید.
برای این کار، باید برای ساختن یک سیستم طراحی عالی تلاش کنید. بیشترین اشتباهی که افراد مرتکب می‌شوند این است که هرگز به‌روزرسانی‌اش نمی‌کنند. همان‌طور که گفتم، خیلی از استارتاپ‌های تازه‌کار حتی جهت اصلیشان را تغییر می‌دهند. حتی اگر شرکت همچنان در یک جهت حرکت کند هم ویژگی‌های جدید، مدل‌ها و مؤلفه‌های جدیدی به همراه دارند. دوباره: هنوز لازم نیست مراقب این باشید که یک شاه‌کار بسازید؛ اما همواره باید المان‌های طراحی را به‌روز کنید.
در استارتاپ‌های تازه‌کار با تیم توسعه‌دهندگان، ارتباط نزدیک داشته باشید و همیشه سیستم طراحیتان را واضح و مرتبط نگه دارید.
نتیجه
در سال ۲۰۰۶ یک دختر به‌عنوان یک کارآموز به یکی از استارتاپ‌های تازه‌کار پیوست و در سن ۲۵ سالگی شروع به مدیریت تیم طراحیشان کرد؛ در کنار تیم، سخت کار کرد و برای موفقیت استارتاپ تلاش کرد و نهایتا محصولشان یکی از بزرگترین محصولات دنیا شد و او اکنون یک طراح معروف است. من از Julie Zhuo سخن می‌گویم و استارتاپی که به آن پیوست فیس‌بوک بود. او، مثالی عالی از این مورد است که چگونه وقتی محصول موفق شود، تیم‌ها با هم موفق می‌شوند. پس اگر می‌خواهید «بزرگترین طراح دنیا» برای «بهترین محصول جهان» باشید، استارتاپ‌های تازه‌کار شاید بهترین مکان برای این کار باشند!

نسرین ولی‌خانی

نسرین ولی‌خانی

زندگی نسرین، باینری است. او سال‌هاست که کد می‌زند، ترجمه می‌کند و می‌نویسد. از علاقمندی‌هایش، می‌توان به دیجیتال‌مارکتینگ و طراحی سایت اشاره کرد.

پاسخ دهید