لوگو، پاشنه آشیل برندهاست؛ طراحیِ هم‌سو با ذات کسب‌و‌کار و محصول، بازاریابی صحیح و تلاش برای ماندگار کردن جلوه بصری آن در ذهن مخاطب، در واقع نوعی سرمایه‌گذاری بلند‌مدت تلقی می‌شود. پیش از این، در مقاله‌ای با عنوان «چهار اصل کلیدی در طراحی لوگو که هیچ‌کس به شما نمی‌آموزد- قسمت اول»، به این موضوع پرداختیم و حالا در این مطلب، بحث درباره طراحی لوگوی باکیفیت را ادامه می‌دهیم.

اصل دوم: یک لوگوی عالی از لحاظ ساختاری «پایدار» است.

پایداری در ساختار، یکی از ویژگی‌ها و اصول کلیدی است که کسی درباره اهمیتش در زمان طراحی یک نشان با کیفیت صحبت نمی‌کند. به بیان دیگر، یک فرم گرافیکی را در جایگاه اسکلت ساختمان تصور کنید. آیا ثابت و محکم بر جای خود می‌ایستد؟ آیا متعادل و متقارن به‌نظر می‌رسد؟

ساختار مغز انسان به‌ گونه‌ایست که به‌صورت ناخودآگاه، جذب پدیدهای «نظام‌مند» می‌شود؛‌ چه درباره زبان صحبت کنیم و چه مجموعه‌ای از علائم و نشانه‌های گرافیکی، ذهن ما ساختاری را می‌پسندد که قاعده‌مندتر، هم‌ترازتر و متقارن‌تر باشد. ساختار پایدار، ساختاری است که طراحی آن کاملا حساب‌شده باشد؛ طراحی لوگوی باکیفیت و چشم‌نواز، نیازمند چنین نگرشی است. تأمل در این زمینه، باید یکی از مهم‌ترین مشغولیت‌های ذهنی صاحبان کسب‌وکار باشد.

طراحی لوگوی باکیفیت

فراموش نکنید که فرم‌های مدرن، از سال‌ها پیش جای خود را در ذائقه زیبایی‌شناسانه افراد باز کرده‌اند، اما از سوی دیگر، فرم‌های کلاسیک نیز همچنان مرود استقبال مردم هستند. طراحی لوگوی باکیفیت باید به‌گونه‌ای باشد که به‌طور همزمان، پایداری در ساختار -آن‌چنان که بخش ناخودآگاه و کلاسیک ذهن می‌پسندد- و نوگرایی در فرم را داشته باشد؛  این، همان نقطه‌ای است که چالش از آن آغاز می‌شود! چطور می‌توان چیزی طراحی کرد که قاعده‌مند، سنجیده و ساده باشد و هم‌زمان، منحصر‌به‌فرد بماند؟! پاسخ بسیار ساده است: با صرف زمان کافی و کوشش بسیار در هنگام ایده‌پردازی.

انسان پس از صنعتی شدن روال زندگی، برای رهایی از ملال و پیش‌بینی‌پذیر بودن زندگی ماشینی، به طبیعت پناه برد؛ اما همچنان بر تفاوت بین هنر، طبیعت و محصولات کاربردی آگاه هستند. ذات طبیعت، زیبایی بدون ساختار را ارج می‌نهد؛ این در حالی است که از دیدگاه سرمایه‌داری، ذهن انسان به زیبایی مبتنی بر نظم گرایش دارد. اگر طراحی لوگو فاقد یک ساختار پایدار باشد، به‌احتمال‌ زیاد وجهه کمپانی را در نظر مخاطبان تضعیف می‌کند.

به‌عنوان یک نمونه موفق، لوگوی مک دونالدز را در نظر بگیرید؛ ازلحاظ ساختاری، پایدار و متعادل به نظر می‌رسد در عین اینکه فرمی ساده و مدرن دارد. طراحی این لوگو با اصل اول هم مطابقت می‌کند: به‌آسانی و با یک مداد قابل بازآفرینی روی کاغذ است.

طراحی لوگوی باکیفیت

اصل سوم: بنیان‌گذار یک برند باید لوگو را دوست داشته باشد.

لوگوی‌ هر برند در قلب بنیان‌گذارش جایگاه ویژه‌ای دارد؛ حتی می‌توان گفت که اولین موضوعی است که در هنگام راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار یا استخدام یک طراح در نظر می‌گیرند. شدت این علاقه به‌حدی است که گاهی کار را برای طراحی لوگوی باکیفیت و سودمند، بسیار دشوار می‌کند. ماهیت ذهنی این علاقه، دست طراح را می‌بندد و احتمال شکست هر ایده‌ای را افزایش می‌دهد. نفوذ به ذهن کارفرما و تلاش برای طراحی لوگوی باکیفیت -به‌خصوص وقتی پای چنین دل‌بستگی عمیقی در میان است- به‌ هیچ‌ وجه آسان نیست. اگر آن بنیان‌گذار، شریک یا شرکایی هم داشته باشد، تجمیع نظرات و سلایق و تبدیل آن‌ها به یک ذهنیت واحد، به مراتب سخت‌تر خواهد بود.

طراحان برای یافتن پاسخ مناسب، آموزش دیده‌ان؛ اما در مرحله آخر، آن‌ها تصمیم‌گیرنده نیستند. بنیان‌گذار یک برند، مانند کسی که صاحب‌اختیار فرزندش است، صلاح آن را تشخیص می‌دهد.

بنابراین، پشت هر پروژه طراحی لوگو، -البته اگر به‌صورت اصولی اجرا شود- یک مرحله کشف و تحقیق وجود دارد که ذائقه بصری، سلیقه و انتظارات کارفرما را مشخص می‌کند. اگر در پس‌زمینه فعالیت طراح یک فرایند حساب‌شده وجود نداشته باشد، اختلاف سلیقه‌ها مشکل‌آفرین خواهد بود و به نتیجه نهایی پروژه ضربه می‌زد.

طراح باید به سلیقه صاحب پروژه احترام بگذارد و بنیان‌گذار، به تخصص طراح

اگر یک طراح، زمان و انرژی کافی برای گوش دادن به کارفرما، اِتود زدن، ارائه پیشنهاد و توجیه طرحش اختصاص ندهد، نتیجه به ضرر هر دو طرف خواهد بود. همچنین اگر زمان زیاد و بیش از حدی را برای اصلاح مداوم و تطبیق طرح‌ها با نظر کارفرما اختصاص دهد، انجام هر پروژه‌ای تا روز رستاخیز ادامه خواهد یافت!

به یاد داشته باشید، این کیفیت فقط برای استارتاپ‌ها و برند‌هایی مهم است که بنیان‌گذار، نقش مدیرعامل را هم بر عهده دارد. اگر با شرکتی کار می‌کنید که در حال بازسازی برندش است، برای مدیرعامل چندان مهم نیست که لوگوی کسب‌و‌کار را با علاقه قلبی انتخاب کند؛ به‌بیان‌دیگر، این موضوع اولویت طراحی محسوب نمی‌شود.

هیچ‌کس دوست ندارد کارش را با لوگویی که مورد پسندش نیست معرفی کند. لوگو اولین چیزی است که هم صاحب کسب‌وکار و هم مشتری به آن توجه می‌کنند. یکی از مهم‌ترین وظایف طراح، متقاعد کردن بنیان‌گذار برند درباره لوگوی طراحی‌شده است؛ بنیان‌گذار باید قبول کند که انتخاب این لوگو، بهترین انتخاب ممکن خواهد بود.

طراحی لوگوی باکیفیت دو بخش دارد: خلق کردن و متقاعد کردن؛ طراح باید بهترین فروشنده ایده‌هایش باشد.

اصل چهارم: لوگو باید مانند یک ستاره بدرخشد.

طراحی لوگوی باکیفیت

بهترین لوگوها، ویژگی‌های مشترکی دارند؛ مرموز، جذاب و چشمگیر. بعضی بر این عقیده‌اند که طراحی لوگوی باکیفیت به‌گونه‌ای است که در نگاه اول، محصول را نشان می‌دهد؛ اما این تصور، چندان درست نیست. اصلا لازم نیست که افراد با نگاه به لوگوی یک برند، از جزئیات محصول یا خدماتش باخبر شوند. به یاد داشته باشید که اگر بتوانید فرم‌های انتزاعی متفاوت را به‌گونه‌ای ترکیب کنید که آنچه حاصل می‌شود، هم ساده و هم مبهم باشد، جذابیتی ایجاد می‌شود که درنهایت به نفع کسب‌وکار است.

واقعیت غیرقابل‌انکار، اشتیاق درونی نوع بشر به چیز‌هایی است که به‌طور همزمان جدید و مرموزند.

از نشانه‌های طراحی لوگوی باکیفیت، جلب‌توجه مخاطب است. لوگوی برند شما باید در نگاه اول، مثل یک ستاره بدرخشد، چشم‌ها را خیره کند و در خاطره‌ها بماند. این ماندگاری بیش از هر چیز دیگری به نفع شماست.

در هنگام انتخاب لوگو، به طراحی چشم‌گیر، تبلیغات و داستان برند فکر کنید؛ آن‌گاه خواهید دید که چه‌طور زیبایی لوگوی شما سر زبان‌ها می‌افتد. مردم، یک محصول را می‌خرند، به دوستانشان توصیه می‌کنند و در مدت‌زمان کوتاهی، به‌صورت ویروسی پخش می‌شود. محصول شما یک ارزش ارائه می‌کند و لوگوی کسب‌وکارتان بر آن قرار می‌گیرد و در ذهن مخاطب حک می‌شود. فراموش نکنید که نام و لوگوی برند در بازاریابی دهان‌به‌دهان، تاثیر شگرفی دارد.

از موضوع ساده نگذرید؛ یک لوگوی چشم‌گیر، منافع سرشاری برای کسب‌وکار دارد.

مردم درباره لوگوی FedEx یا کمپین‌های تبلیغاتی‌اش صحبت می‌کنند چون چشمشان را گرفته است. برای چشم‌گیر بودن و در ادامه آن، در خاطر ماندن، خوب است که به «خلاقیت» و «ایجاد ابهام» فکر کنید. «مرموزها» جذاب‌اند و در خاطر می‌مانند.

در طراحی لوگو، ابهام حتی می‌تواند تضمینی برای ماندگاری اثر باشد. تصور کنید اگر لوگوی اپل، تصویری از یک کامپیوتر قدیمی بود؛ باگذشت زمان و رونق خط تولید گوشی‌های هوشمند، تعویض لوگو اجتناب‌ناپذیر نمی‌شد؟ بنابراین نتیجه می‌گیریم که استفاده از حروف الفبا یا نشانه‌های مستقیم و بدون پیچیدگی در طراحی لوگو، در درازمدت به زیان کمپانی خواهد بود؛ چون ذات بازار قابل پیش‌بینی نیست.

سخن آخر

بعضی طراحان در زندگی حرفه‌ای‌شان به سطحی افسانه‌ای می‌رسند، آن‌چنان که «پاول رند» رسید و توانست بابت طراحی لوگوی Next در سال ۱۹۸۶ از استیو جابز ۱۰۰هزار دلار دستمزد بگیرد. دو نکته درباره رند دارای اهمیت است: اول اینکه برای طراحی لوگوی Next، فقط یک طرح به استیو جابز ارائه داد و دوم اینکه با نادیده گرفتن سیاست‌ها و عرف بازار، فقط با کارفرما‌هایی کار کرد که به متخصص بودنش احترام می‌گذاشتند و قصد اعمال سلیقه در حوزه‌ کاری او را نداشتند؛ البته که این موضوع باعث شد او با عده معدودی همکاری کند و از درآمد بیشتر صرف‌نظر کند. استیو جابز، مانند بسیاری از کارآفرینان برتر که به خوبی می‌دانند چه طور افراد بااستعداد را انتخاب و به‌ آن‌ها اعتماد کنند، در فرایند انجام کارها به نیرو‌های متخصص آزادی عمل بیشتری می‌داد. این در حالیست که کارآفرینان ضعیف، به هیچ‌کس اعتماد ندارند و این موضوع باعث می‌شود که به‌صورت مداوم درگیر کنترل جزییات پروژه باشند.

طراحی لوگوی باکیفیت

صاحبان کسب‌و‌کار باید زمان بیشتری برای انتخاب تیمشان صرف کنند تا زمان کمتری را برای مدیریت جزییات پروژه اختصاص دهند.

سها ذاکری

سها ذاکری

سها سال‌هاست که می‌نویسد؛ از دوران وبلاگستان فارسی تا امروز. او یک کتاب‌باز حرفه‌ای و عاشق ادبیات و هنر است. در زمینه‌ی ترجمه باتجربه است و همیشه ایده‌های جدیدی برای دیجیتال مارکتینگ دارد.

پاسخ دهید